قسمت سومسلامروز دوشنبه ۸ تیرماه، ساعت پنج و نیم بعدازظهر هست. این بار یک دوست آمریکایی، اندی که خیلی خیلی محبت کرده، یک استودیوی کوچیکی داره و وسایل کمی داره، اومده به کمک ما و به سبک حرفهای داریم این فیلم رو ضبط میکنیم. اولین تجربهست که به استودیوی کوچیک این دوستمون اومدیم و قول داده که مجانی کمکمون بکنه که ما برای این فیلمهایی که میگیریم، دیگه از گوشهٔ آشپزخونه بیاییم بیرون و حرفهای برای شما بفرستیم. این رو فقط باید از این جهت بگم که الان ملت ایران در دنیا فوقالعاده محترمه و هرکسی که آزادیخواهه، دلش برای حقوق مردم میسوزه، سعی میکنه که یک جوری کمک بکنه. باور کنید توی خیابون، توی کوچه، توی بازار وقتی که میشنوند آدم ایرانیه، خیلیها به قول خودشون انگشتشون رو صلیب (Cross) میکنند به نشونهٔ اینکه دعا میکنند برای مردم ایران؛ همیشه هم ما میگیم که احتیاج به دعا و پشتیبانی داریم. از جمله همین دوست ما که محبت کرده و این امکان مختصری رو که داشته در اختیار ما گذاشته که اقلاً کیفیت فیلم و صدای ما بهتر بشه و شاید بهتر به گوش شما برسه. اما از این مقدمه رد بشیم موضوعی که اهمیت داره این است که با اعلام نظر شورای نگهبان که در واقع راه شکایت قانونی رو بست و نخواست که آقای خامنهای و شورای نگهبانِ زیر انگشت ایشون، صدای مردم رو بشنوند، در واقع خواستند که بگن که «همینه که هست» و به زعم خودشون صداها رو خفه کردند؛ فکر میکنند که آرامش گورستانی رو برقرار کردند؛ بنابراین میتوانند که حالا قلدری بکنند و تصمیم آقای جنتی که اعلام کرد «نخیر همون بیست و چهار میلیون و پونصد هزار رأی درسته» و آنچه هم که جلوی دوربینهای تلویزیون شمردند؛ از اون کارهای مسخرهای که هیچ کس نه اعتمادی به اون صندوق داره، نه به اون رأی هایی که فیلم هاش هم روی یوتیوب و اینترنت اومده که یک کسایی نشتند دارند رأی مینویسند و به قول آقای مهندس موسوی این قبیل شعبدهبازیها هیچکدوم ارزشی نداره. ولی به هر حال نکتهش این است که راه رو بستند به لحاظ شکایت و مسیر قانونی؛ حاضر نشدند که حرف حق مردم رو بشنوند. اما خطری که الان همه رو نگران میکنه این است که در چند روز آینده، با این فُرم حکومت نظامی که درواقع برقرار کردند، بدون اینکه اسمش رو بیارند خودش رو آوردند و حکومت نظامی در شهرها به خصوص در تهران برقرار شده، این است که اگر مردم رو ساکت داشته باشند و خیالشون راحت باشه که اعتراضی از جانب مردم نیست، این خطر هست که زندانیهای مارو قتلعام بکنند و بکشند یا خیلی کسای دیگر رو سرکوب کنند. البته همهٔ کودتاها یک دوره فکر کردند که خشونت رو تجربه بکنند و معمولاً هم بعدش شکست خوردند. بنابراین بسیار واجبه برای حفظ جون زندانیهایی که در زندان داریم، برای حفظ جون تکتک بچههایی که الان توی خیابون شعار مینویسند یا تظاهرات برقآسا میکنند یا سر پشتبومها «اللهواکبر» میگن، برای حفظ خواست بهحق ملت که خیلی ساده و معصومانه میگه که «رأی من رو بهم پس بده، چیزی بیشتر از این نمیخوام، یک انتخابات عادلانه، تجدید انتخابات زیر نظر سازمانهای بیطرف که بدونیم سالمه و رأی مردم واقعاً حساب میشه»؛ برای حفظ این خواسته به اضافهٔ جون بچهها، بسیار بسیار حیاتیه که همهٔ ملت بپیوندند به دعوتی که داره شکل میگیره.خوشبختانه اخباری که ما از ایران میشنویم و بحثهایی که شده، این است که هفتهٔ آینده روز دوشنبه تولد حضرت علیهست (سیزدهم رجب) و کشور تعطیله و سه روز دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه یعنی پونزدهم، شونزدهم و هفدهم تیرماه به لحاظ مذهبی مستحب هست که اعتکاف بکنند. اعتکاف یعنی اینکه هیچکس کار نمیکنه، مسجد یا جای دیگهای میره، اگر دوست داره قرآن میخونه، مستحبه روزه بگیرند، نماز بخونند و عبادت بکنند یا تفکر بکنند. بنابراین این سه روز هفتهٔ آینده، بحث شده، خبرهای خوبی رسیده که بسیار هم به نظر من کار مثبتیست که ما هم به این دعوت لبیک بگیم و این سه روز رو اعتصاب و اعتکاف بکنیم. یعنی همه کس میتواند بپیونده به این حرکت؛ در هر شغل و موقعیتی که هست اعلام بکنه که (دوشنبه که تعطیله) سهشنبه و چهارشنبه سرکار نمیره. هیچکس هم نمیتونه اذیتتون بکنه برای اینکه به راحتی میتونید بگید که میخواهید اعتکاف بکنید. بنابراین سه روز هفتهٔ بعد، دوشنبه سهشنبه، چهارشنبه، پونزده، شونزده و هفده تیرماه (پنجشنبهش هم که هجده تیره سالگرد بچههای دانشگاه) این سه روز رو خواهش من این است که هرکسی که صدای من رو میشنوه، به دیگران هم بگه از حالا همه تدارک بکنند؛ به عنوان اینکه اگه لازمه از محل کارشون مرخصی بگیرند و یا هرچیز دیگهای که لازمه، مغازشونرو ببندند، کارشون رو تعطیل بکنند و بگن که اعتکاف میخواهیم بکنیم؛ برای اینکه کودتاچیها اذیتشون نکنن. هرکس هم خواست اذیت بکنه، سرکوب بکنه، بگن «ما میخواهیم اعتکاف بکنیم». البته قطعاً اونهایی که اهل عبادت و برگزاری این کار مستحب و دینی اعتکاف هستند، چهبهتر، میتونن به مساجد برن، میتونن اعتکاف بکنند. اتفاقاً جای خوبیست که ممکنه بعضی از افراد ناآگاهی که آب به آسیاب کودتاچیها میریزند رو ببینند و بلکه اونها رو هم دعوت کنند. ولی دیگران هم مهم نیست، توی خونشون بمونند، مسافرات برن، هرجا برن مهم این است که به سر کارشون نرن و هر کس خواست اذیتشون کنه بگن اعتکاف کردیم. ولی هممون هم میدونیم که اعتکافِ توأم با اعتصابه یا برعکس، اعتصابِ توأم با اعتکافه.من از همهٔ بچههایی هم که کمیتههای شعار نویسی تشکیل دادند خواهش میکنم که اگر خطری نداره، با رسانهٔ دیوار نویسی هم مردم رو مطلع کنند که «دوشنبهٔ آینده به مدت سه روز، اعتصاب = اعتکاف» یا « اعتکاف = اعتصاب»؛ این رو به گوش مردم برسونند. همینطور سر پشتبومها و این اتحاد «اللهواکبر» ساعت ده شب، چرا که بسیار بسیار اهمیت داره که ما بتونیم در مقابل دولت کودتا نشون بدیم که این توانایی و قدرت رو داریم. اگر این آکسیون موفق از آب دربیاد و همهٔ ملت به اون بپیوندند، اونوقت مطمئن باشید که هم در کشتن بچهها توی زندان توقف خواهند کرد و هم میفهمند که قدرت ملت کجاست و اگر به رأی ملت تسلیم نشند، قدم بعدی این میشود که اعتصاب رو گستردهتر و طولانیمدتتر کرد. بعد از این سه روز، رهبران جنبش این اخطار رو به حکومت میدهند که اگر عقب ننشینی و به خواست ملت تسلیم نشی، اعتصاب رو طولانیتر اعلام خواهد کرد.من عرضم رو همین جا تمام میکنم و آرزو میکنم که همهٔ شما، همهٔ ما به این سه روز اعتکاف-اعتصاب یا اعتصاب-اعتکاف بپیوندیم. من در شبهای بعد در طول این یک هفتهای که وقت داریم، سعی میکنم بحثهای بیشتری رو هم راجعبه کمیتههای اعتصاب، نحوهٔ مرخصی گرفتن و … که حداقل خسارت رو بخوریم، عرضه بکنم. اصل بر این است که روشهایی رو بریم که خون از دماغ کسی نیاد و خداینکرده جون کسی به خطر نیفته؛ اعتصاب از بهترین اونهاست که در شبهای بعد هم سعی میکنم بازهم راجع بهش صحبت بکنم. عرضم تمامه، تا دیدار دیگه، خداحافظ شما.
Wednesday, July 1, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment