قسمت دومسلامهمون دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸، ایندفعه ساعت یک بعدازظهر به وقت اینجاست. باید دربارهٔ سپاه بحث بکنیم.اصل در مبارزات بیخشونت، این است که نقطهٔ کانونی قوت کودتاچیها (که بدون شک در ایران رهبریه، آقای خامنهایه) او رو باید لایههای قدرت دورش رو مثل برگهای پیاز ازش باز کرد. اصلا هنر نیست که شما شعاری بِدی، حرکتی بکنی که همه رو هل بدی که برن پشت سر او بایستند. برعکس، باید کاری کرد که همه از دور او کنار برند و خودش، علی بمونه و حوضش؛ خودش بمونه با چهارتا پسرش و کُر اصلی که باهاش هستند یا آلتفعلش هستند؛ مثلا مثل آقای احمدینژاد. بنابراین اگر هرکسی با هر پیشینهای، به ملت بپیونده، (بدون اینکه حالا وقت این باشه که بگیم در گذشته این کار رو کردی، اون کار رو کردی) باید از اون کار خاصش که پیوستن به ملته، استقبال کرد. یا اگر هر کسی بیاد و آکسیونی رو بگذاره، کاری رو بکنه که اون باصطلاح برگهای پیاز رو از دور آقای خامنهای باز بکنه، باید اون آکسیون رو تقویت کرد؛ مثل همینی که بعضیها به حرف آقای خمینی اتکا کردند که «میزان رأی ملت است» و در جبههٔ کودتاچیها اونهایی رو که به هر حال به آقای خمینی اعتقاد دارند، این کار متزلزلشون میکنه. بنابراین، این اصل کلی رو در نظر داشته باشید. حالا بر اساس این اصل باید بیاییم ببینیم که اصلیترین متّکای آقای خامنهای کجاست؟ اصلیترین متّکای آقای خامنهای سپاهه. اما سپاه اصلاً اینطور نیست که یک واحد، یکپارچه باشه. اصلاً اینطور نیست که سپاه یکدست باشه و فکر کنید همشون آدمهای سرکوبگر و خداینکرده جنایتکاریند و به طریق اولیٰ بسیج سازمان غیرمنضبطیست که خیلی کسها تونستند برن توش و از جنس مردمند. سپاه هم همینطور، ارتش هم همینطور. همونطور «ارتش پناه ملت» که گفته میشد؛ هنوز هم ملت همین چشمداشت رو از ارتش داره؛ که اگر کار سختتر بشه، پناه ملت باشه و ملت رو کمک کنه. سپاه هم پشت و پناه ملته، سپاه هم از جنس مردمه. بین سپاه خیلی بچهها قهرمانهای جنگ ما با عراق هستند؛ خیلی مجروحین و معلولین جنگ هستند؛ اصلاً خیلیهاشون آدمهایی هستند که به آقای موسوی رأی دادند و اون رو تأیید کردند و همینطور بین بسیجیها. بنابراین، این دستورالعملهایی که من گاهی توی اینترنت میبینم، پارهای گروههای غیر مسئول این روزها دارند میگن: «اینجوری آدم بکشید اینجوری حمله کنید اینجوری ترور کنید»، مطلقاً مطلقاً درست نیست و ایبسا، ایبسا توطئهٔ خود حکومت باشه؛ برای اینکه وقتی که دست به این کارها زده بشه، بخصوص کارهای تروریستی، هم مظلومیت و معصومیت جنبش ما رو در دنیا خدشهدار میکنه و دنیا رو از این دفاعی که از مظلومیت ملت ایران داره دچار تردید میکنه و هم اینکه بهانه میده دست سرکوبگرها که سرکوب بکنند و هم اینکه اونها رو متحد میکنه. بخصوص خط و نشون کشیدنهایی که ممکنه یه سپاهی احساس کنه که اگه به ملت بپیونده، تحویلش نمیگیرند و ایبسا جون خودش و زن و بچش به خطر بیفته. بنابراین براساس این مقدمات، من این نکتهٔ اول رو که قبلاً گفتم باز بگم . هر سپاهی که عضو سپاه و یا حتی بسیج که در همسایگیتون هست، در دوستیتون هست، در مسجد محل، در مدرسه هست، در هرجا هستش باهاش صحبت کنید، باهاش بحث کنید و اگر نظرش با شما موافقه، ازش بخواهید که «برو به بقیه بگو، برو بگو که چرا ما رو میکشند؟ چرا شب حمله میکنند به خونهٔ ما، چرا تهدید میکنند، چرا توی خیابون ماشین رو نگهمیدارن و یه علامت سبز یه عکس مهندس موسوی باشه به ماشین آسیب می زنن یا دستگیر میکنن و ...». اگر هم سفت وایستاده و میگه من پشت آقای خامنهایام، باهاش بحث و صحبت بکنید و اگر احساس کردید که حالت تهدید کننده داره و خیلی سفت و سخت میخواد این کار رو بکنه، اونوقت شروع کنید به اینکه با فامیلاش، با خانوادهش، با محل، با دوست و آشناش صحبت و افشاش کنید و معصومانه بهش بگید که «چرا ما رو میکشی؟» درب خونش برچسب بزنید، به دیوارش بنویسید که «چرا مردم رو میکشی (الان تعداد زندانیها دوهزار نفرند) چرا دوهزار نفر توی زندانند؟ مگه چیکار کردند؟ اینایی که توی خیابون کشته شدند چیکار کردند؟». عکس شهدا رو درب منزلشون بچسبونید. بنابراین مطلقاً با سپاه شعار «برادر سپاهی تو همراه مایی» رو زمین نگذارید و اون رو بچسبید و با آدم هاشون بحث کنید و صحبت کنید؛ اونهایی که با شما موافقند بفرستید برن سراغ اونهای دیگه و اونهایی که مخالفند، شروع کنید از طریق خانواده دوست و محل و منطقه بهشون فشار آوردن. آن کس که رسماً در کسوت بسیج و آن کس که در کسوت سپاهه ما دائماً در حال جذبشون هستیم و فرستادن اینکه برن سراغ بالاتریها تا شخص آقای خامنهای که «چرا مردم رو میکشند؟». اما یک بحث دیگهای میمونه که اون لباسشخصیهاست . همین امروز هم دیدم، فرماندهٔ بسیج آقای طائب گفته که «نه اصلاً اینهایی که میریزن خونهٔ مردم و مردم رو میترسونن بسیجی نیستند و لباس بسیج تنشون کردند» یا «اینهایی که توی خیابون مردم رو کشتند دیگرانند، ما هیچکاری نکردیم اینها بسیج نیستند، بسیج اصلاً اسلحه نداره و اینها آشوبگرند». یعنی اینکه خود حکومت هم لباسشخصیها رو که مردم رو میزنند و میکشند، از خودش نمیدونه؛ اعلام میکنه که اینها از من نیستند، مسئولیتشون رو نمیپذیره. اینها آدمهایی هستند که مسئولیتشون رو هیچ کس نمیپذیره. این رو بگم که مهمترین فعالیت این است که شما این آدمکشها رو شناسایی کنید، ازشون عکس بگیرید و عکسهاشون رو منتشر کنید. یکیشون بود که مثلاً بارها من توی اینترنت دیدم، عکسش اومده شناسایی شده، مدیرعامل یک کارخونهست؛ (فکر میکنم «دنیای فلز») و اونجا داره زندگیش رو میکنه. باید عکسش تکثیر بشه، بین کارگرهای کارخونه توزیع شه، اطراف کارخونه نصب شه، خونهش شناسایی بشه، توی محل نصب شه. چون خود فرماندهٔ بسیج میگه اینها از ما نیستند، در درجهٔ اول باید با تمام قوا این آدمها شناسایی بشند، لباسشخصیهایی که مردم رو میکشند و کسایی که میریزند توی خونهها. اگر زورتون نمیرسه با اینها در خونه درگیری بکنید، اگر میتونید عکس بگیرید، فیلم بگیرید و اگر نمیشه قیافشون رو به خاطر بسپرید؛ شروع کنید به پیدا کردنشون. حکومت میگه اینها از من نیستند و در این مرحله که قرارداریم، اینها آدمهاییند که باید در درجهٔ اول، با تمام قوا، هرچه بیشتر شناخته بشند، عکساشون توزیع بشه، تکثیر بشه، در محلشون، در منطقهشون، در مدرسهٔ فرزندانشون، به خانوادشون، به فامیلشون و بیاد روی اینترنت؛ بفرستید به دنیا تا مردم مطلع بشند، تا زندگی بهشون تنگ و تاریک بشه. من از همین جا هم بهشون اخطار میکنم که اگر بخوان مردم رو بکشند، اگر بخوان ادامه بدند؛ یادتون باشه فتوای آقای خمینی رو در زمان انقلاب؛ آقای خمینی هیچوقت زیر بار این نرفت که فتوایی بده که کار تروریستی بشه و جایزه کسی کسی رو بکشه. اما تنها موردی که آقای خمینی شخصاً بدون اینکه کسی بهش بگه، فتوای شرعی داد درمورد چماقدارها بودند؛ که ایشون نوشت اینها محاربند و خونشون هم هدر است، خونشون مباهه. خیلیها این رو از من پرسیدند. من تا الان هر کی اینو از من پرسیده و این فتوا رو برای من فرستاده، گفتم که نه، ما مبارزمون مبارزهٔ بیخشونته؛ به اینها فقط تذکر میدیم، افشاشون میکنیم، ایزولهشون میکنیم برن کنار. اما این رو به اون چماقدارها که ارگان سرکوب سپاه هستند میگم، ارگان سرکوبی که مستقیماً زیر نظر آقای خامنهای و بیت رهبری تعلیم دیدند و با یک بخش خاصی در اطلاعات سپاه همکاری میکنند، به اسم لباسشخصی و مردم رو میزنند و میکشند. به اونها هم اخطار میکنم که این مرحله مرحلهایست که دارن افشا میشند و مطرح میشند. ولی صبر مردم هم یک اندازهای داره، اگر از این مرحله بره جلوتر، این روششون رو ادامه بدند، حمله کردن به خونههای مردم رو، اونوقت ممکن است که خیلیها برند و فتوای آقای خمینی رو استفاده کنند. و الان باید دست از این کاراشون بردارند و این مرحلهایست که فعالین جنبش فقط دارند افشاششون میکنند. عرضم تمومه تا نوبت بعدی خداحافظ شما.
Wednesday, July 1, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment